دقایقی از « ساختمان پزشکان » که فراموش نمی کنم

سکانسی از سریال ساختمان پزشکان یادم هست که دکتر نیما افشار – روانشناس – در رابطه ی زناشویی با همسرش به مشکل خورده بود و برای راهنمایی گرفتن و حل مشکلاتش  پیش یکی از اساتید خود رفته بود . استادش بعد شنیدن مشکلات نیما حرف جالبی زد :

 

بعضی از آدم های دور و برمون انقدر بهمون نزدیک هستند که رفته رفته بودنشون برامون عادی میشه … کار هایی که برای ما ، برای خوشحال کردن ما میکنن عادی جلوه میکنه و کم کم خوب بودن باهاشون برامون معنی نداره . درست مثل عینک … که وقتی بهش عادت کردیم، دیگه مهم بودنشو حس نمی کنیم… گاهی وقتا تلنگرهایی لازمه که بدونی این عینکه هست که باعث میشه تو خوب ببینی … وجود عینک گاهی وقتا انقدر برات عادی میشه که حواست نیست دَرِش بیاری و باهاش میری حموم تا دوش بگیری ، ولی درست وقتی که شیشه اش رو بخار گرفت ، تازه به وجودش پی میبری …تازه میفهمی انقدر بهت نزدیک بود که نمیدیدیش … وجود این بخارها گاهی لازمه …که ببینی اطرافیان و نزدیکانت آدم های مهمی هستن … که باید قدرشونو بدونی …

به خودم قول دادم در حد چند دقیقه هم که شده ، هر روز آدم های مهم زندگیم رو به خودم یادآوری کنم ، که نزدیک بودنشون باعث نشه فراموششون کنم …

قدردان باشیم

قدردان باشیم… در حد چند ثانیه …

اسماعیل سلیمی 😉

می‌خواهید دیدگاهتان را بیان کنید؟