دل خوش سیری چند ... اسماعیل سلیمی

دل خوش سیری چند …

تهه این پُست ، یا یه لبخند تلخ نصیبت میشه یا برق شادی توو چشم …

اول چند لحظه وقت بذار و این متنو با تمرکز بخون :

 

وقتی میگویم تو مال منی

نه اینکه هدف گرفتن تو در حصار باشد

اما نمیدانم چرا دلم میخواهد

تو را مال خودم بدانم

درست مانند اتاقم که مال من است

درست مانند تختم

مانند گوشی

لپ تاپم

نه اینکه هدفم این باشد که

بگویم تو هم مانند آنها یک وسیله‌ای

نه اصلا

ولی میخواهم وقتی کسی تو را دید

نشانی از من را در تو ببیند

مثلا وقتی اگر خودم هم در خانه نباشم

میگویند اتاق فلانی

متوجه منظورم میشوی؟

هدف بودن نشانم در توست

تا تو را دیدند، بگویند برای فلانی است

 

بعده خوندن متن ، برای چند دقیقه چشماتو ببند و این آهنگو گوش کن …

حالا …

کسی که متن رو خوندنی بهش فکر میکردی …کسی که حتی با چشم های بسته ، با شنیدن این آهنگ رو به روت بود … اگه هنوز کنارت داریش ، هر روز بهش بگو که چقدر دوسش داری … فرصت دوست داشتن و عاشق بودن ، خیلی کوتاه تر از چیزیه که فکر می کنیم ….

اگر هم که کنارت نداریش ، یه لبخند تلخ بزن و بگذر … خیلیا ، همون لحظه های خوبی که قبلتر ها داشتی رو نداشتن …

 

  1. عنوان نوشته (و متن عکس ) شعر معروفی هست از سهراب سپهری …
  2. متنی که خوندی نوشته ی سیما امیر خانی هست و من از « اینجا » برداشتمش …
  3. آهنگ : حجت اشرف زاده – بی خبر از تو …

 

اسماعیل سلیمی

می‌خواهید دیدگاهتان را بیان کنید؟